تبلیغات
فلسفه و منطق (خالق دیوسالار)
منوی اصلی
فلسفه و منطق (خالق دیوسالار)
"فلسفه تعلیم اندیشیدن است؛ نه آموختن اندیشه ها"
  • خالق دیوسالار یکشنبه 7 دی 1393 05:53 ب.ظ نظرات ()

    http://s5.picofile.com/file/8139951118/55.gif



    آدرس کانال تلگرام فلسفه و منطق ما:
    noorhekmat1394
    آخرین ویرایش: شنبه 27 آذر 1395 10:29 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • خالق دیوسالار یکشنبه 7 دی 1393 10:21 ق.ظ نظرات ()
    مبانی حکمت مشاء (2)

    1-به اعتقاد فلاسفه، اگر نظر متکلمان در مسئله ملاک نیاز به علت را بپذیریم، ... (کنکور93)

    1)به جز خداوند همه ی موجودات حادث خواهند بود، حتی مجردات.

    2)فقط موجودات حادث نیازمند به علت اند و مجردات بی نیاز خواهند بود.

    3)باید گذشته و حال شیء را بررسی کنیم تا معلولیت آن را دریابیم.(ص)

    4)هیچ یک از پدیده هایی که هستند، دیگر به علت نیازی ندارند.

    1- چرا رابطه علت و معلول یک رابطه"حین وجود" محسوب می شود؟

    زیرا این رابطه ای نیست که بین معلول و علت آن بعد از وجود دو طرف پدید آید؛ بلکه تمام هستی و واقعیت معلول با همین رابطه تحقق می یابد.

    2-دلیل فلاسفه برای رد نظر متکلمین در مورد "ملاک نیازمندی معلول به علت" را بنویسید.

    حکماء معتقدند که ملاک نیازمندی یک معلول به علت در خود شیء (معلول) است. باید خصوصیتی در شیء یافت شود که هم چون نشان دائمی، معلولیت آن را نمایان سازد نه این که برای تحقیق در معلولیت شیء لازم باشد به گذشته آن مراجعه کنیم و ببینیم که آیا زمانی بوده که آن شیء نبوده باشد؟


    3-چرا فلاسفه اسلامی معتقدند که بایستی معلول قبل از موجود شدن واجب شده باشد؟

    زیرا به نظر ایشان تا چیزی وجودش به مرحله وجوب و ضرورت نرسد موجود نمی گردد. البته تقدم وجوب بر وجود در نزد ایشان در یک تحلیل عقلی بوده و در عالم واقع بین این دو (وجوب و وجود)تقدم و تاخری نیست.

    4-تفاوت رابطه علیت را با سایر روابط موجود در جهان بیان کنید.

    در رابطه علیت یک طرف یعنی علت به طرف دوم یعنی معلول وجود و هستی می بخشد و بدین خاطر به آن رابطه در وجود گویند ولی سایر روابط بعد وجود دو طرف پیدا می شوند.

    5- چرا فلاسفه "امکان ذاتی" را به عنوان ملاک و مناط نیازمندی معلول به علت دانسته اند؟

    آنها برخلاف متکلمان معتقدند که وجود معلول صرف نظر از گذشته، حال و آینده اش – ذاتاً نیاز به علت دارد و دلیل این نیاز را باید در خود آن پیدا کنیم. فلاسفه منشأ این نیازمندی را "امکان ذاتی" ( تساوی ماهیت معلول نسبت به وجود و عدم) می دانند.

    6-آیا با وجود علت ناقصه ، وجود معلول ضروری و واجب می گردد؟چرا؟

    خیر. زیرا علت ناقصه جزیی از علت تامه است و به تنهایی نمی تواند به معلول وجوب وجود ببخشد. پذیرش چنین فرضی مساوی با پذیرش صدفه و اتفاق و نفی قانون علیت و فروافتادن در ورطه سوفسطاایی گری می باشد.  

    7 -فارابی چگونه بر اساس "تقدم وجودی علت بر معلول " تسلسل علل نامتناهی را محال می داند؟

    وجود معلول مشروط به وجود علت است در صورتی که وجود علت مشروط به وجود معلول نیست. برای موجود شدن زنجیره، موجودی لازم است که وجودش مشروط به وجود دیگری نباشد که او(تعالی) علت العلل یا علت نخستین نامیده می شود که وجودش ضامن تحقق زنجیره است و در این صورت سلسله علل نامتناهی نخواهد بود.

    8- ابن سینا بر اساس مفاهیم "وجوب و امکان" چگونه ثابت می کند تسلسل علل نامتناهی محال است؟

    وقتی به موجودات جهان بنگریم می بینیم که هر موجودی به فرض عقلی یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود. اگر واجب الوجود باشد مدعا(که تسلسل باطل بوده و جهان به فاعل واجب الوجود نیاز دارد) ثابت است و اگر ممکن الوجود باشد ضرورتاً باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود چرا که ممکن الوجود از ناحیه خود ایجاب نمی کندکه موجود باشد یا معدوم.

    9-چرا ابن سینا برهان "وجوب و امکان" را بهترین برهان در اثبات خدا می داند؟

    زیرا در این برهان تنها یک محاسبه عقلی ما را به نتیجه می رساند و مقدمه ی مفروض آن (اجمالاً موجوداتی در جهان هستند و جهان هیچ در هیچ نیست) نیز بدیهی است.

    10- از از سه "اصل علیت"، "اصل ضرورت علی و معلولی" و "اصل سنخیت" به ترتیب چه نتایجی به دست می آید؟

    1-ارتباط و پیوستگی جهان 2-تخلف ناپذیری و حتمیت نظام هستی 3-نظام معین هستی.

    11-توضیح دهید که ، علوم تجربی با آن که با روش تجربی و فقط با جزئیات سروکار دارد، چگونه به اصول کلی راه می یابد؟

     تجربه و آزمایش هیچ گاه به تنهایی به یک قانون کلی منتهی نمی شود(کلیت) و هیچ گاه به خودی خود از موارد تجربه شده به موارد تجربه نشده سرایت نمی کند (ضرورت) . کلیت و ضرورت از مرزهای تجربه بیرون است و آنها را تنها می توان در اصول عقلانی جست و جو کرد و نه در آزمون های تجربی. عقل به کمک بدیهیات اولیه ی عقلی می تواند در شناخت به اصولی دست یابد که جنبه کلی و ضروری دارند و سپس بر اساس همین اصول کلی و ضروری(اصل علیت و فروع آن) به تدوین قوانین علمی می پردازد.

    12-چرا تجربه و آزمایش صرف نمی تواند هیچ گاه به قوانین کلی منتهی شود؟

    زیرا در زمان و مکانی معین و بر روی پدیده ای مشخص انجام می شود و نتیجه آن تنها در همان مورد خاص صدق می کند. بدین خاطر نمی تواند به صورت کلی بیان شود.

    13-آیا می توان اصل علیت را از تجربه بدست آورد؟

    خیر. اصل علیت و فروع آن اصول کلی و جهانشمول هستند که نه از طریق تجربه بلکه با تءملات عقلانی به دست می آیند. این ها قوانین فلسفی هستند که کلیت و ضرورت خود را از نیروی عقل دریافت کرده اند و می توانند مبنای شناخت تجربی قرار گیرند.

    14- چرا حکمای مشایی، در مراتب هستی، به وجود موجوداتی به نام عقول قائل شده اند؟

    زیرا جهان شناسی مشایی زمین و آسمان  و همه ی کائنات را قلمرو فیض ربوبی تفسیر می کند و معتقد است که جهان با وساطت عقول تدبیر می شود. عقول هم فیض ربوبی را از واجب الوجود به عالم طبیعت منتقل می کنند و هم واسطه ی تکامل موجودات و رسیدن آن ها به اهداف و غایات وجودی شان می باشند.


    آخرین ویرایش: شنبه 27 آذر 1395 10:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • خالق دیوسالار یکشنبه 9 آذر 1393 08:42 ب.ظ نظرات ()
    نکات قابل توجه در خلاصه نویسی:
    1- تمام خلاصه های یک درس را در یک دفترچه یادداشت کنید و از خلاصه نویسی در برگه های پراکنده بپرهیزید.
    2-علامت گذاری: بهترین فن مطالعه ، در گیر شدن با مطلب یا به اصطلاح ، مطالعه فعال است. علامت گذاری، سریع ترین روش برای مطالعه فعال است و البته نکات مهم را نیز مشخص می کند.
    3-خط کشیدن زیر مطالب مهم: از آنجایی که این روش راحت تر از یادداشت برداری بوده و دانش آموز هم احساس می کند که مطالب مهم را بدون کمترین تغییری خلاصه کرده است، بین دانش آموزان و داوطلبان کنکور از محبوبیت بیشری برخوردار است.
    در این عمل چیزی که باید مد نظر باشد این است که زیر مطالب مهم -مانند نتیجه گیری های کلی, تعریف های کلیدی و جمله های اصلی که وظیفه آنها توضیح و تشریح نکات کلیدی، نکات تستی و ... است- خط بکشید بدون این که به اندیشه اصلی مطلب خدشه ای وارد آید.
    4-حاشیه نویسی: حاشیه نویسی با هدف انتقال مجموعه ای از مطالب مهم و خلاصه شده از متنی است که شما مطالعه کرده اید. در حاشیه نویسی می توانید کلیدی ترین جمله هر پاراگراف را استخراج کرده به زبان خودتان در حاشیه کتاب یا جزوه یادداشت کنید. برای این کار در پایان هر پاراگراف از خودتان بپرسید که این پاراگراف قصد داشت چه مطلبی را به من بیاموزد و آن را در یک جمله و با زبان خودتان، نه به صورت کتابی، بیان کرده و یادداشت نمایید؛ به علاوه می توانید سؤال، انتقاد یا هر مطلب دیگری را که مربوط به همان موضوع باشد و در جای دیگری خوانده اید، حاشیه نویسی کنید. این فرآیند به تمرکز فکر، دقت، حفظ و یادگیری بهتر شما کمک می کند.
    5- دسته بندی: این روش برای مباحثی مانند تاریخ ادبیات یا احادیث درس دین و زندگی که شامل دسته ها و طبقه بندی های مختلف هستند، بسیار مفید است. روش کار نیز به این صورت است که مطالب مختلفی را که بتوان در یک دسته قرار داد، یک جا نوشته و آنها را دسته بندی می کنند؛ به عنوان مثال می توان شاعران را بر حسب قرن یا احادیث را بر اساس نام معصومین(ع) دسته بندی نمود.
    6-یادداشت برداری: اصلی ترین نوع خلاصه نویسی یادداشت برداری است. هر برگه یادداشت برداری شده باید دارای دو ویژگی مهم باشد: اول این که خلاصه و کلیدی باشد. دومین ویژگی یادداشت برداری، تداعی گر بودن یادداشت هاست؛ یعنی همه آن چه را که پاراگراف و متن قصد انتقال آن را به شما داشت، انتقال داده و یادآوری نماید.
    نکاتی که باید در یادداشت برداری مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:
    1-حذف کلمات اضافی در یادداشت.
    2-در ابتدا به کلیات موضوع توجه شده و موضوعات به صورت نمودار درختی رسم شود و سپس به جزییات پرداخته گردد.
    3-طرز ارتباط موضوعات اصلی و فرعی را به کمک نمودار درختی نمایش دهید تا به درک بهتر مطلب کمک کند.
    4-در هنگام مطالعه مباحث درسی، ابتدا به کشیدن خط در زیر مطالب اصلی و با اهمیت بپردازید و سپس خلاصه نویسی کنید؛ زیرا انجام دو فعالیت مجزا - یادگیری و خلاصه نویسی - در یک زمان واحد، باعث ایجاد اخلال و عدم تمرکز در انجام هر دو عمل می شود.

    ادامه دارد...
    به نقل از پیک سنجش آذر 93-سال نوزدهم - شماره 34




     
    آخرین ویرایش: سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 11:21 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • خالق دیوسالار یکشنبه 4 آبان 1393 09:49 ب.ظ نظرات ()
    رعایت موارد ذیل می تواند ما را در هر چه بهتر استفاده نمودن از وقت یاری رساند:
    1- هدف گذاری کنید: در این ارتباط دو ویژگی برای اهداف باید در نظر داشت:
    1-1- اهداف واقعی باشند.
    2-1-قابل دستیابی باشند.
    2-اولویت بندی اهداف:
    1-2-نکات اولویت بندی:
    -مطابق قانون پارتو که می گوید: 80% وقت برای 20% کارهای مهم و 20% وقت برای کارهای غیر مهم.
    -به خود بگویم تنها 24 ساعت در شبانه روز زمان دارم و تمامی کارهایی که یادداشت کرده ام را در این زمان نمی توانم انجام دهم. پس از بسیاری از کارهای خودم مثل شرکت در بسیاری از فعالیت های غیر مهم بکاهم.
    2-2-اولویت بندی:-ببینم انجام چه کاری برایم بیشترین اهمیت را دارد. با توجه به به وقت کم اگر فردا روز امتحان باشد ؛ آن وقت ببینم امروز دوست دارم چه فعالیت مطالعاتی داشته باشم.
    3-2-همه چیز را نمی توانم یاد بگیرم:آن چه را که بیشترین اهمیت در کتاب یا سخن رانی من دارد مشخص نمایم. این کار موجب می گردد آن مطلب را عمقی یاد بگیرم.
    3- جلوگیری از تعلّل: تعلّل موجب استرس و انباشتگی کارهایی که انجام نداده ایم می گردد.بدین منظور می توان اقدامات ذیل را انجام داد:
    1-3-تعیین کارهای مورد نیاز با توجه به اهدافم.
    2-3-تقسیم کار بزرگ به بخش های کوچکتر.
    4-جلوگیری از چند مسأله فرعی:
    1-4-پرهیز از کمال گرایی: این امر موجب می گردد از توجه غیر ضروری به جزئیات بپرهیزیم.
    2-4-ناتوانی در پاداش دادن به خودمان: وقتی کاری انجام دادم باید به خودم پاداش دهم. توجه به این امر موجب می گردد بین کار و تفریح تعادل ایجاد گردد.
    5-وقت گذاشتن برای خانواده:
    وجه حیاتی از مدیریت زمان شخصی ما بوده و موجب بهره وری مناسب از وقتمان می شود.
    6-مدیریت میز کار :
    1-6-میز کار همیشه باید روزآمد باشد.
    2-6- روشنایی کافی داشته باشد.
    3-6-تقویم درست داشته باشد.
    7-انجام کار درست در زمان مناسب و درست:
    انجام کارها بر اساس اولویت کمک می کند که کارها را خوب مدیریت کنید.
    8-مرور کارهای فردا قبل از مطالعه:
    در این ارتباط می توان به دو نکته مهم اشاره کرد:
    1-8-بررسی کارها و تعیین کارهای انجام نشده.
    2-8-پاک کردن کارهای انجام شده و اولویت بندی کارهای انجام نشده.
    9-ساعات اوج کاری خود را پیدا کنم:
    تعیین کنم در ساعات مختلف روز چه احساسی دارم. این تمام تحقیقی است که نیاز دارم تا بتوانم ساعات اوج کاری خود را پیدا کنم. ساعاتی که بیشترین انرژی و انگیزش بالا را داشته  و تماماً متمرکز به کارم بوده ام رابشمارم. این ساعات زمانی هستند که باید در آن مشکل ترین کارهایم را انجام دهم. بدین می توانم از مزایای ساعت اوج کاری استفاده کنم.
    10-تطبیق روش ها مناسب خودم:
    روش های مدیریت زمان را مناسب با خودم تطبیق دهم.بدین منظور باید یک سیستم مدیریت زمان مناسب خودم طراحی کنم و به خاطر داشته باشم:
    1-10-شخص هوشیار بیشتر از فرد سخت کوش به اهدافش نائل می شود.
    2-10-برنامه ریزی پیشرفته با رویایی بودن فرق دارد. پس بکوشم ارتباط خود را با واقعیت قطع نکنم.
    -
    آخرین ویرایش: جمعه 28 فروردین 1394 04:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4